تبليغاتX
بهداشت حرفه ای

بهداشت حرفه ای

چالش ها. راهکارها

سرما زدگی

 

در مورد سرما زدگی مطالب زیادی در جاهای مختلف نوشته شده،که خیلی از آنها به علت عدم آگاهی و نداشتن علم نویسنده جز گمراهی و ایجاد ذهنیت غلط برای کوهنورد ثمره دیگری ندارد،به طوری که آموزش صحیح آن به او و پاک کردن اطلاعات غلط قبلی به مراتب از آموزش اولیه مشکل ترست.همانند کودکی که فبل از دبستان توسط والدین نا آگاه تحت یکسری آموزشهای غلط و یا خارج از سیستم آموزشی روز قرار میگیرد،که اصلاح آن یکی از بزرگترین مشکلات آموزگاران است،به همین دلیل دست اندرکاران تعلیم و تربیت تاکید دارند که آموزش ندادن بهتر از آموزش غلط است. از طرفی سرما زدگی یک بحث پزشکی است که درک آن نیاز به دانستن علوم پیش زمینه آن دارد و از توان عامه افراد خارج است،در اینجا سعی میکنم به طور خلاصه و مفید و در  عین حال ساده مطالبی را در مورد آن بنویسم. 

در اشخاص طبیعی وقتی قسمتهای انتهای بدن(extremities)در معرض سرما قرار میگیرند،دچار انقباض عروقی (vasocostriction)موضعی میشوند که در ادامه با انقباض عمومی عروق دنبال میشود،این تنگی عروق باعث کاهش خون رسانی به عضو می شود.وقتی دمای پوستی به۲۵ درجه افت می کند،اندام حالت کبود می گیرد    (cyanotic)،در ۱۵درجه به خاطر تغییرات متابولیسم بافتی و تغییرات بیوشیمیائی ممکن است ظاهر پوست به نظر نشان دهنده اکسیژن رسانی خوب به پوست باشد،چون به رنگ صورتی در می آید،آسیب بافتی در این مرحله شروع میشود،یخ زدگی تا زمانی که دمای پوستی به ۴- تا ۱۰- درجه نرسد ایجاد نمی شود،ایجاد آن به فاکتورهائی مثل باد،خیس شدگی،تحرک،آسیبهای فیزیکی و تغذیه نامناسب ارتباط مستقیم دارد.

این عارضه به اشکال بالینی مختلف بروز می کند،یکی از اشکال آن که در ورزش ما مصداق پیدا می کند همان یخ زدگی بافتهاست(frostbite). بافت یخ زده به رنگ سفید یا آبی روشن در می آید،ممکن است قوام نرم یا سفت داشته باشد،در لمس سرد است و عموما بی حس،چرا که آسیب ناشی از سرما ایجاد بی حسی عصبی می کند و شخص هیچ احساسی ندارد تا زمانی که برای اولین بار پا یا دست سرما زده خود را ببیند.خیلی از علائم تا زمانی که پا دوباره گرم نشود دیده  نمی شود. در نوع خفیف علائم شامل گزگز بی حسی و خارش است،با افزایش شدت دامنه حرکت عضو کاهش پیدا می کند و تورم شروع می شود،با گرم شدن سوزش و درد عضو شروع می شود،عضو سرما زده رنگ پریده می شود و شروع به تاول زدن می کند که ممکن است تاولها حاوی خون باشد،مرگ بافتی و سیاه شدن عضو    (gangrene)نیز به تدریج پدید می آید. آسیب بافت در اثر یخ زدگی به ۴ درجه از نظر شدت تقسیم  می شود.     (همانند درجه بندی در سوختگی):

frostbite:

 

درجه بندی

 

درجه یک:یخ زدگی بدون تاول، پوست معمولا وجود دارد و از بین نرفته است.

درجه دو:یخ زدگی با تاولهای شفاف و بدون خون.

درجه سه:یخ زدگی با ازبین رفتن و مرگ پوست که همراه تاولهای خونریزی دهنده می باشد و گرفتاری بافت زیر پوستی نیز وجود دارد.

درجه چهار:یخ زدگی با گرفتاری بافتهای سخت مثل استخوان که تغییر شکل اندام را به همراه دارد. طبق شعار همیشگی، پیشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است.در حال حاضر وبا وسایل و تجهیزات پیشرفته کوهنوردی و ارتقاء تکنولوژی در ساخت کفش و پوشاک کوهنوردی و در دسترس بودن آن برای اکثر کوهنوردان،نسبت به نبود این لوازم در کشور ما در گذشته نه چندان دور که حتی برای برنامه های زمستانی چند روزه در علم کوه و دماوند هم از کفشهای یک پوش استفاده می شد (در حال حاضر برای صعود زمستانی توچال هم اکثرا کفشهای دو پوش و سه پوش حرفه ای استفاده       می کنند)،سرما زدگی انگشتان با این وصف و در شرایط غیر بحرانی(مثل شب مانی اضطراری در ارتفاع آن هم در زمستان و امثالهم ) نشان دهنده چیزی نیست جز بی تجربه گی نفر و از آن مهمتر عدم شایستگی سرپرست.سرپرستی برنامه فقط هماهنگی افراد،تعیین ساعت حرکت،گرفتن مینی بوس و دستور دادن نیست،بلکه یک سرپرست باید دانش فنی کافی در تمام زمینه های کوهنوردی و همینطور تجربه کافی در این زمینه را دارا باشد و علاوه بر آن هنر به کار بستن این علم و تجربه را بخصوص در شرایط بحرانی داشته باشد.این سرپرست است که علاوه بر انتخاب افراد از نظر آمادگی فنی و روحی متناسب با برنامه باید قبل از یک برنامه زمستانی تمام لوازم و پوشاک تک تک افراد را بررسی نماید و به آنها راهنمائیهای لازم را جهت انتخاب آن بنماید پس باید اول خود قدرت شناخت  فنی لوازم را داشته باشد،در حال حاضر انواع و اقسام کفش های دو پوش در فروشگاهها موجود است ولی فقط دو پوش بودن آن برای انجام یک برنامه زمستانی در ارتفاع کافی نیست،بعضی از این کفش ها که ظاهر خیلی خوش آب و رنگی هم دارند،برای زمینه های دیگری طراحی شده اند مثل یخنوردی ویا صعودهای ترکیبی و نه برای صعودهای زمستانی در ارتفاع و حتی این موضوع را کارخانه سازنده در کاتالوگ ها ویا حتی در برگه های راهنمای همراه کفش گوشزد کرده است ولی کو گوش شنوا.بنابراین اگر افراد کم تجربه برنامه ندانند ولی سرپرست باید بداند و اطلاعات فنی کافی در جهت شناخت لوازم کوهنوردی را داشته باشد و بدون تعارف یا از حضور شخص بدون لوازم و پوشاک متناسب با برنامه جلوگیری کند ویا وسایل مورد نیاز برای او را تهیه نماید

. آسیب های ناشی از سرما:

توانايي بدن در مقابله با سرما بسيار كمتر از توان آن براي مقابله با گرما است و در واقع روش اصلي براي گرم نگه داشتن بدن استفاده از لباس و پوشش مناسب است . علاوه بر اين عواملي است مثل خستگي , تغذيه نامناسب , سابقه بيماري (مرض قند , بيماري قلبي - عروقي يا تنفسي , ...)  , مصرف داروهاي خاص (مثل داروهاي فشارخون , و از همه مهمتر مصرف الكل ) , نامناسب بودن لباس و پوشش فرد و عوامل مختلف ديگري نيز باعث مستعد شدن فرد به كاهش درجه ي حرارت بدن و آسيب هاي ناشي از آن خواهد بود .

عدم تحرك براي مدت طولاني (مثل سربازان داخل سنگر ) به علاوه ي سرد بودن هوا , رطوبت بالا , وزيدن باد و خيس بودن لباس ها نيز باعث مستعد شدن فرد و بروز سريع تر و شديدتر آسيب هاي ناشي از سرما خواهد شد .

مهم : در موارد آسيب هاي ناشي از سرما نيز پيشگيري بر درمان مقدم است و با رعايت اصول مقابله با سرما حتي در بدترين شرايط آب وهواي نيز مي توان از بروز آنها جلوگيري كرد .

نكته : رطوبت هوا به همراه وزش باد باعث از دست رفتن درجه ي حرارت بدن مي گردد . به ويژه هرچه سرعت باد بيشتر باشد , كاهش درجه حرارت بدن سريع تر خواهد بود . وزش باد تند در يك آب و هواي سرد و مرطوب به سرعت باعث كاهش درجه حرارت بدن فرد خواهد شد.

پیشگیری:

 

متاسفانه بعضی از فروشندگان لوازم کوهنوردی به دروغ و یا کمی خوشبین باشیم از روی عدم آگاهی جهت فروش لوازم خود اطلاعات غلط به خریدار می دهند و با عناوین دهان پر کنی مثل ضدباد،ضدآب،ضد طوفان،گورتکس و غیره سعی در فروش اجناسی دارند که از نظر فنی فقط در حد کمپینگ می باشند،بدون اینکه متوجه باشند این کار چه خطراتی را میتواند برای خریدار به همراه داشته باشد.

نکته بعدی زمان بندی صحیح برنامه توسط سرپرست است. یک برنامه زمستانی به خصوص در ارتفاع باید در کوتاه ترین زمان ممکن به اتمام برسد و از در معرض سرما قرار گرفتن بی مورد افراد باید جلوگیری کرد و باید در نظر داشت همیشه شرایط آب و هوا خوب نخواهد بود و در زمستان به سرعت یک روز آفتابی به طوفان و کولاک شدید تبدیل خواهد شد،پس نباید زمان را هدر داد و قبل از اجرای برنامه باید افراد را از نظر آمادگی و قدرت یک دست انتخاب کرد تا برنامه از نظر زمانی به طور معقول انجام پذیرد.این مسئله علاوه برکم کردن ریسک خطر بر ارزش فنی صعود نیز می افزاید.به طور مثال صعود زمستانی دماوند از جبهه جنوبی برای گروهی با آمادگی معمولی در شرایط نرمال ۲ تا ۳ روز در سالهای پر برف بیشتر زمان نمی برد گر چه با آمادگی خوب یک روزه هم راحت صعود می شود،صعود با زمان بیشتر حتما ریسک خطر از جمله سرما زدگی را بالا می برد،شاید خیلی ها بگویند زمان برای ما مطرح نیست ولی این را باید بدانیم که از نظر ارزش فنی فقط اینکه بگوئیم قله را صعود کردیم مهم نیست بلکه چه گونه قله را صعود کردیم مهم است،با چه زمانی،از کدام جبهه،در چه فصلی و احیانا با چه نکات اشتباهی که منجر به صدمه به افراد تیم شده است.به یاد یک جمله از کوهنورد آمریکائی فاتح ۱۴ قله هشت هزار متری "ادوایستورس"  که گفته هیچ کوهی برای کوهنورد ارزش مردن ندارد،ولی به نظر من کوه ها ارزش والائی دارند این ما هستیم که باید از نظر آمادگی در خود چنان ارزشی ایجاد کنیم که بتوانیم به سلامت آنها را صعود کنیم واز صعودمان لذت ببریم. 

مسئله بعدی اطلاع سرپرست برنامه زمستانی از نکات مهم زندگی در ارتفاع و شرایط سخت همچون سرما است،باید به افراد آموزش دهد که به احساس سرمای غیر عادی و گزگز و بی حسی انگشتان بی اعتنا نباشند،انگشتان دست و پا را دائما حرکت دهند،چون در بین ما زیاد مرسوم است که کفش دو پوش را از دوستان خود امانت میگیریم!..حتما نسبت به تنگ نبودن آن دقت کنیم که خود باعث افزایش ریسک خطر خواهد شد.همچنین باید قویا متذکر شود که در کمپها هنگام استراحت حتما پا ها را بررسی کنند،جورابهای خیس باید فورا تعویض شوند،به همین علت باید در برنامه های زمستانی چند جفت جوراب خوب همراه داشته باشیم .انگشتان پا باید با دقت دیده شوند و هر گونه علائم غیر عادی باید جدی گرفته شوند چون همان گونه که گفتیم به علت بیحسی ناشی از سرما بدون دیدن عضو سرما زده ممکن است شخص از آن بی خبر باشد.از تماس دست و یا احتمالا لبها در طول برنامه با اجسام فلزی مثل کارابین،پیچ یخ،دیرک چادر و غیره جدا خودداری شود.مراقب نشت گاز هنگام تعویض کپسول چراغ حرارتی و تماس آن با دستها باشیم که این مسئله دمای پوستی را شدیدا پائین می آورد.در مورد دستها،دستکش ۵ انگشتی هر چقدر هم کیفیت خوبی داشته باشد مثل دستکش ۲ انگشتی عمل نمی کند چون در این نوع از دستکش بخاطر کنار هم بودن انگشتان و تبادل حرارت بین آنها،احساس گرمای بیشتری می شود،این مسئله را اکثر شما تجربه کرده اید.و نکته مهم دیگر این که اگر در مراحل ابتدائی سرما زدگی از آن مطلع شویم و به دور از غرور و تکبر آنرا ابراز کنیم باکمک همنورد خود خیلی راحت همانگونه که در بخش درمان توضیح میدهم جلوی یک ضایعه غیر قابل برگشت را خواهیم گرفت.

 

 الف:درمان هیپوترمی عمومی (systemic hypothermia ):

درمان

 

در فرد آسیب دیده ابتدا باید دقت داشت که اگر کاهش درجه حرارت عمومی وجود دارد ابتدا باید آنرا درمان کرد،فرد باید در محیط گرم قرار گیرد،داخل کیسه خواب و یا با پوشاندن البسه پر،به او مایعات گرم بدهیم و جلوی از دست دادن حرارت بدن او را بگیریم،اگر لباسهای زیر او خیس شده آنها را تعویض کنیم،موها و بدن او را کاملا خشک کنیم،رطوبت و باد دو عاملی هستند که بر شدت سرما می افزایند.

در مراحل بعدی و در بیماران با حال وخیمتر اقدامات درمانی دیگر بر اساس مشکل وی در مراکز درمانی انجام می گیرد،مثل جبران مایع و الکترولیت توسط سرم درمانی و غیره،در این بیماران یکی از عوارض شایع و خطرناک آریتمی قلبی است (نامنظمی ضربان قلب)که خطر جدی برای بیمار ایجاد می کند و می بایست در مراکز درمانی تحت مانیتورینگ(کنترل فعالیتهای الکتریکی قلب)قرار گیرند،از موارد دیگر دانستن این موضوع است که گرم کردن دوباره بیمار (rewarming ) باید تدریجی باشد وگرنه خود باعث اختلالات شدید قلبی خواهد شد.

ب:گرم کردن عضو سرما زده(rewarming ):

در نوع سطحی و خفیف سرما زدگی اندامها(frostnip)می توان انگشتان را با قراردادن در زیر بغل خود ویا همنوردمان به تدریج گرم کرد و یا با فشار خیلی ملایم توسط دست گرم این کار را انجام داد ،باید شدیدا از مالیدن و یا ماساژ آنها پرهیز کنیم چرا که این کار به بافتهای سرما زده آسیب جدی وارد می کند.در مورد پاها نیز باید صعود متوقف شود، در صورت امکان در یک محل مناسب کفش ها و جوراب در آورده شود و بعد از گرم کردن مجاورتی با استفاده از گرمای بدن خود و یا دوستمان، جوراب پر و یا پوشاک گرم دیگری به پا کرد،مهم این است که علائم ابتدائی را جدی بگیریم و قبل از اینکه به مراحل جدی تر برسد خیلی راحت آن را درمان کنیم،در هر مرحله از صعود که باشیم باید آنرا متوقف کنیم چرا که داشتن انگشتان سالم برای ادامه آن و صعودهای بعدی واجب تراست.

در نوع شدیدتر اقدام سریع برای گرم کردن عضو در دمای کمی بالاتر از دمای بدن مسلما باعث کاهش آسیب و مرگ بافتی خواهد شد،یعنی عضو یخ زده باید به مدت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه در آب با دمای ۴۰ تا ۴۲ درجه سلسیوس قرار گیرد،آب در این دما در دست سالم فقط احساس گرما ایجاد میکند نه داغی به عبارتی ولرم.باید از گرمای خشک و مستقیم مثل اجاق حرارتی و یا آتش شدیدا پرهیز کرد.بعد از اینکه این کار انجام شد و حرارت پوستی طبیعی شد معمولا بعد از همان ۳۰ دقیقه اینکار را متوقف می کنیم ولی میتوان این کار را تا طبیعی شدن دمای پوستی هر بار به همین مدت تکرار کرد،گرم کردن با ماساژ ،نرمش عضو و یا قرار دادن عضو در برف به شدت ممنوع است و باعث آسیب جبران ناپذیر به عضو سرما زده می شود چون بافت آزرده توسط سرما شدیدا آسیب پذیر است و حتی ماساژ ملایم آن نیز ممکن است باعث افزایش مرگ بافتی شود.

یک نکته خیلی خیلی مهم که گاهی برای ما ایجاد آن اجتناب ناپذیر است ،امکان دوباره یخ زدن عضو است (refreezing ).یعنی مجبور باشیم به عللی، با وجود سرما زدگی به صعود ادامه دهیم مثلا در مسیرهای فنی که امکان فرود نباشد و یا در برگشت نیز مجبور باشیم با پاهای خودمان برگردیم و این امکان را میدهیم که دوباره با یخ زدگی عضو روبرو شویم،در این موارد که احتمال دوباره یخ زدن عضو را می دهیم،نباید عضو یخ زده را گرم ویا به اصطلاح یخ زدائی کنیم حتی اگر مجبور باشیم ساعتها با عضو یخ زده راه برویم، چرا که دوباره یخ زدن عضو از نظر مرگ بافتی ایجاد شده به مراتب زیان بار تراست.

ج:نگهداری از عضو آسیب دیده(protection of injured part ): .

از نظر علمی تمامی افراد با سرمازدگی درجه ۲ و بالاتر و همینطور افراد با سرما زدگی درجه ۱ که سطح وسیعی از بدن آنها گرفتار باشد باید و باید در بیمارستان بستری شوند

 

عضو سرما زده را باید شدیدا از آسیبهای فیزیکی مثل ضربه،فشار و سایش محافظت کنیم، نباید برای بافت های سرما زده که هنوز مشکوک به زنده بودن هستند درمان فیزیکی زود هنگام را شروع کنیم(قطع عضو و یا تراشیدن)،بیمار باید استراحت مطلق داشته باشد، با بالا نگه داشتن عضو مبتلا و به هیچ وجه نباید از عضو سرما زده استفاده کند،در مورد پا حتی برای کارهای بهداشتی فردی نیز مجاز به راه رفتن نیست.

عضو مبتلا باید بدون پوشش و یا با یک پانسمان کاملا شل و بدون فشار و در دمای نرمال اطاق باشد.

تاولها را بسته به شرایط میتوان باز کرد و یا دست نخورده باقی گذاشت،اگر آنها را باز کردیم باید با با کرم silver sulfadiazine هر ۱۲ ساعت پوشانده شوند و اگر آنها را سالم باقی گذاشتیم باید با کرم aloe vera هر ۶ ساعت این کار انجام شود.

اگر آسپرین برای بیمار منع مصرف دیگری مثل ناراحتی معده و غیره نداشته باشد،با دز کم ۳۲۵ میلی گرم برای بزرگسالان هر ۶ ساعت  برای ۳ روز تجویز میشود.باز هم تکرار می کنم باید از پانسمانهای فشاری شدیدا پرهیز کرد.

د:ارزیابی های ضد عفونت anti-infective :

یکی از اقدامات اساسی،پیشگیری از عفونت بعد از گرم کردن بافت است.ایجاد یک محیط استریل و محافظت پوست آسیب دیده و تاولهای آن از تماس فیزیکی از جمله این اقدامات است.آلودگی های موضعی با محلول ۵ تا ۱۰ درصد بتادین قابل درمان است،ایجاد حمام بتادین در دمای ۳۲.۲ تا ۳۷.۸ درجه سلسیوس،دو بار در روز و هر بار به مدت ۳۰ دقیقه،برای مدت ۳ هفته یا بیشتر کمک شایانی به تمیز نگه داشتن پوست و از بین بردن بافتهای مرده سطحی می کند.برای درمان عفونتهای عمقی تر ترکیبات آنتی بیوتیکی نیاز هستند،بعضی از متدها،آنتی بیوتیک پیشگیری کننده را از ابتدا شروع می کنند که جهت جلوگیری از عفونت بسیار موثر است به خصوص در سرما زدگی درجه ۲ و ۳ .پیشگیری از کزاز هم یکی دیگر از اقدامات لازم است که می بایست انجام بگیرد.

ه:ترکیبات مهار کننده سمپاتیک sympatholytic :

رزرپین(reserpine )بصورت تجویز داخل عروقی،جهت کم کردن انقباض عروقی بسیار موثر است ولی تمام مراجع آن را تائید نمی کنند.

و:جراحی surgery :

قطع عضو ویا تراشیدن و برداشتن بافتهای مرده تا زمانی که تشخیص قطعی مرگ آن ثابت نشود انجام نمی پذیرد.خط جدا کننده بافت مرده و زنده زودتر از ۳ تا ۵ هفته ظاهر نمی شود. بعضی روشهای تشخیصی مثل اسکن( TC99m (technetium جهت تائید مرگ بافت موثر است.

سرمای حاصل از وزش باد و هایپوترمی

 فعالیت ارادی برای جبران گرمای ازدست رفته می تواند بصورت گرم کردن بدن با فعالیتهای ورزشی یا یصورت غیر ارادی نظیر لرزیدن باشد.

اگر دمای بدن انسان را 37 درجه سلسیوس در نظر بگیریم ، افزایش یا کاهش یک درجه دما سبب ایجاد تب یا لرز در بدن می شود. بخشی از گرمایی که در عضلات تولید می شود به داخل جریان خون گسترش می یابد وبخشی دیگر به سطح پوست بدن هدایت می شود که معمولا دمای آن حدود 2 تا 5 درجه از اندامهای داخلی کمتر است.

بر اثر تحقیقات به عمل آمده اگر دمای داخل بدن به 35 درجه برسد ، سبب بی نظمی وناهماهنگی در فعالیت اعضای بدن ، و اشتباه در اعمال وکارها می شود.در دمای 4/34 در جه سلسیوس توهمات آغاز می شود. بیمار اغلب تصور می کند که خود و دیگران بدون صدا حرف می زنند. اگر کاهش دما ادامه یابد انقباض عضلات ، عدم تمرکز وبی دقتی در عمل و دیده ها مشاهده می شود . وبه تدریج حالت تسلیم پذیری وانفعال در شخص ظاهر می شود.این کاهش سطح هوشیاری به علت کاهش یافتن رسیدن اکسیژن به مغز وکاهش دمای مغز می باشد.(هایپوکسی)  هنگام ورزش باد دمای هوا با یک رابطه غیر خطی کاهش می یابد. این رابطه را می توانید از جدول سرمای حاصل از وزش باد بیابید.تا آنجا که می توانید در هنگام صعود بدن ولباسهای خود را خشک نگاه دارید . زیرا لباس خیس حدود 90 درصد از قدرت پوشش و عایق بندی خود را از دست می دهد. لباسهای از نوع گورتکس که قابلیت تنفس ، ضد باد و آب بودن را دارند برای صعود بسیار ایده آل می باشند. پوشیدن بادگیر بدون خاصیت تنفس که موجب تعریق زیاد موقع صعود می شود ، توصیه نمی شود.نوشیدنی های گرم نظیر قهوه غلیظ ، چای ، شیر نسکافه و ...کمک بزرگی برای جلوگیری از هایپوترمی است. شخص مبتلا به هایپوترمی نباید از مشروبات الکلی استفاده کند. لازم به ذکر است که نباید دمای نوشیدنی از دمای بدن خیلی بیشتر باشد .زیرا با خوردن یک نوشیدنی داغ ، مغز به رگهای سطح پوست بدن فرمان می فرستد وسبب گشاد شدن آنها می شود که این امر تنها موجب اتلاف بیشتر دما از سطح بدن می باشد. اگر لباسهای شما بر اثر برف یا باران یا به هر علت دیگر خیس شد سعی کنید آنها را عوض کنید. در ضمن اولین کار هنگام وارد شدن به پناهگاه یا چادر می تواند عوض کردن لباسهای زیر ، وپوشیدن لباس نخی خشک باشد.با مصرف غذاهای گرم وانرژی زا و استراحت انرژی گرمایی از دست رفته را مجددا تامین کنید.داشتن یک روحیه قوی ونباختن خویش در هنگام شرایط بحرانی ، دیگر نیازی به یاد آوری ندارد.

کاهش گرمای بدن بیش از مقدار تامین آن را که براثر سرمای حاصل از وزش باد یا به علل دیگر ایجاد می شود هایپوترمی Hypothermia می گویند.

(مهم : مصرف الكل باعث تشديد اين حالت مي گردد

 

 

 

كمك هاي اوليه

همانند ساير سوانح , ابتدا ارزيابي صحنه ي حادثه , دور كردن يا پرهيز از خطر و درخواست كمك را فراموش نكنيد .

سپس ارزيابي اوليه مصدوم و انجام مراحل  ABC  (كنترل  راه هوايي , تنفس , ضربان قلب ) و ديگر كمكهاي اوليه ي ضروري در صورت لزوم

انتقال مصدوم به مكان گرم و خشك  و ترجيحاً سربسته (مانند ساختمان , چادر , ماشين , ... )

خارج كردن لباس هاي مرطوب , خيس يا تنگ مصدوم و در صورت امكان پوشاندن لباس خشك به مصدوم و قرار دادن وي در داخل كيسه خواب يا انداختن چند پتوي گرم و خشك بر روي او

هيچگاه بدن مصدوم را با مالش گرم نكنيد و او را نيز تشويق به انجام فعاليتهاي بدني و راه رفتن نكنيد .

بدليل كاهش درجه حرارت بدن و بروز اختلال در سيستم الكتريكي قلب , هر ضربه ي ناگهاني ممكن است منجر به بي نظمي هاي بسيار شديد و كشنده در ضربان قلب فرد گردد . بنابراين حتي براي خارج كردن لباس هاي مصدوم ابتدا آنها را قيچي و سپس از بدن مصدوم خارج كنيد .

در صورتي كه فرد هوشيار است و دچار تهوع و استفراغ شديد نيست  مي توانيد , نوشيدني و غذاي گرم به وي بدهيد .

نكته :  براي كنترل نبض مصدوم مبتلا به هيپوترمي بايد حدود 30 تا 45 ثانيه صبر كنيد .

مهم : حتي در صورت فقدان هوشياري و ديگر علائم حياتي مثل تنفس و نبض نبايد فرد را مرده قلمداد كرد . هر فرد دچار هيپوترمي بايد حتماً به مراكز درماني منتقل گردد و تحت درمانهاي لازم از جمله گرم كردن بدن قرار گيرد .

نكته : مصرف نوشيدني حاوي الكل و كافئين به هيچ وجه مجاز نيست . به ويژه الكل علاوه بر تسريع در از دست دادن نحرارت بدن , باعث كاهش حس لمس در پوست فرد و همچنين كاهش سطح هوشياري و قدرت قضاوت وي خواهد شد .

در سرمازدگی شدید نباید از منابع حرارتی مستقیماً استفاده شود چرا که می تواند بسیار خطرناک باشد و بیمار دچار شوک شود. مصدوم اجازه نوشیدن مایعات و اجازه فعالیت ندارد. در صورت امکان، دادن اکسیژن به وی بسیار حائز اهمیت است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/02ساعت 8:34  توسط غلامحسین  | 

ساس و اثرات بهداشتی آن

یکی از معضلات مهم بهداشتی در سالیان اخیر گزش ساس و اثرات آن می باشد.

ساس رختخواب

حشرات بالغ 5-4 میلیمتر طول دارند بدنشان بیضی شکل است و هنگامی که خونخواری کرده باشند بدن کشیده تر بنظرمی رسد و رنگ آنها قرمز یا قهوه ای است و اگر خونخواری نکرده باشد برنگ زرد با قهوه ای کم رنگ دیده می شوند. بر روی سر 1 جفت آنتن 4 بندی ، قطعات دهاني گزنده و مكنده به  صورت خرطوم و 1 جفت چشم  در طرفین سر مشاهده می شود . سینه از 3 بند تشکیل شده که بند اول بزرگتر از 2 بند دیگر است . به هر بند سفید 1 جفت پای کشیده و بلند ، استوانه ای متصل است وروی بند دوم و سوم سینه 1 جفت بال تحلیل رفته به صورت دو بالشتك مشاهده می شود شکم از 8 بند تشکیل شده است که بند انتهایی شکم در نرها کشیده تر ومجهز به یک عضو تیز بنام penis است . بر روی بدن پوشش کم پشتی از موهای ظریف دیده می شود0 هر 2 جنس نر و ماده خونخوارند وبر روی انسان تغذیه میکنند و در صورت عدم دسترسی به انسان از خون حیوانات مختلف مانند خرگوش ، موش ، خفاش ، مرغ و خروس و پرندگان دیگر به عنوان غذا استفاده میکنند ساسها می توانند گرسنگی را برای مدت طولانی تحمل کنند از این جهت می توانند در ساختمانهای قدیمی خالی از سکنه به حیات خود ادامه دهند. ساسها معمولا هنگام شب و قبل از طلوع آفتاب خونخواری می کنند و اگر خیلی گرسنه باشند روزها نیز مبادرت به خونخواری می نمايد. مدت خونخواری 5-4 دقیقه است ساسها روزها در نقاط تاریک مانند شکاف درزها ، وسایل منازل ، دیوارها، سقف ها ، درزیرکاغذ دیواری ، لابلای کفپوش های چوبی ، فضای بین تشک و تختخواب ، درزهای تشک و بالش و رختخواب مخفی  می شوند0

 

 

 

 

    ساسها به طور دسته جمعی زندگی میکنند به تعداد زیاد در یک محل یافت می شوند ساس ماده حداکثر 500 تخم در طول عمر خود می گذارد0 بازشدن تخم ها در شرایط مطلوب در طول 1 هفته صورت میگیرد ولی اگر دما پایین تر از 14 درجه سانتیگراد باشد تخم ها شکفته نمی شوند. ساسها (متامرفوز)یا دگردیسی ناقص دارند بعد از شکفته شدن تخم نوزادی که از تخم خارج می شود کاملا شبیه به بالغین است فقط اندازه کوچک و به رنگ زرد است که نمف نامیده می شود ساسها 5 مرحله نمفی دارند و در هر مرحله بایستی یک یا چندبار خونخواری کند و پس از رشد جلد اندازی نماید و به مرحله دیگر وارد شود0 ساسها از خود ماده ای  با بوي خاص ترشح می کنند که در خانه های آلوده بوضوح احساس می شود0 وجود لکه های قهوه ای یا سیاه روی ملحفه ، لباس ، دیوار و کاغذ دیواری نشان دهنده وجود ساس در محل می باشد . با بازدید شکافها ، درزها كه محل اختفای ساس ها است ، دیدن ساسهای بالغ زنده ، نمف و یا پوسته جلدآنها ، وجود ساس در محل اثبات می شود0

ساسها قدرت انتشار محدودی دارد و انتشار آنها از طریق حرکت صورت می گيرند0 چون حرکت آنها آهسته است مگر هنگامی که تحریک شوند . ساسها بطور معمول با وسایل منزل ، فرش ، وسایل خواب ، لوازم چوبی دست دوم ، چمدان ، کتاب و 000 از محلي به محل دیگر وارد شده و به راحتی منتشر       می شوند0

 

   توجه :

 

1-       هنگام خرید لوازم چوبی دست دوم کلیه شکافها و درزها بازدید شود.

2-       هنگام خرید فرش ، پشتی (دست باف و ماشینی) دست اول و دوم دقت شود و بازدید بعمل آید.

3-    هنگام مسافرت قبل از استقراردر محل فرشها ، رختخواب ها ، کمد لباس و 000بازدیدشود تا از عدم وجود ساسها اطمینان حاصل شود0

 

اهمیت پزشکی

1- آزار گزش – عکس العمل افراد نسبت به گزش ساسها متفاوت است وممكنست از خارش جزيي تا حساسیت های بسیار شدید بروز نماید0ساسها به سبب داشتن خرطوم سخت و بلند از روی لباس و ملحفه نیز خونخواری میکنند

2- در انتقال هپاتیت B نقش دارند.

3- چون ممكنست  به صورت دسته جمعی بر روی افراد خونخواری نمايند ایجاد کم خونی و کمبود آهن در بچه ها می نماید

4-به جز موارد فوق ساسها بیماری خاصی را منتقل نمی کنند.

 

 

 

 

 

 مبارزه

سمپاشی کف اطاقها ، دیوار،کلیه درزها و شکافهای موجوددر منازل ، وسایل منازل با استفاده از سموم بهداشتی مانند پرمترين ، بيورز مترين ، دلتامترین

2- سمپاشی لوازم خواب تشک ، خصوصا" لوازم خواب بچه ها

3- استفاده از دستگاه های الکتریکی دور کننده حشرات برای دور کردن ساسها خصوصا دراطاق کودکان.

4- استفاده از دستگاه های الکتریکی دور کننده حشرات در ساختمان های آلوده به مدت طولانی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/02ساعت 8:32  توسط غلامحسین  | 

زخم‌ پپتيك‌ (زخم‌ دوازدهه‌، زخم‌ معده‌)

 

 

   توضيح‌ كلي‌

 

زخم‌ پپتيك‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ خوردگي‌ كوچك‌ در لوله‌ گوارش‌. شايع‌ترين‌ نوع‌ آن‌ (زخم‌ دوازدهه‌) در 30 سانتيمتر اول‌ روده‌ كوچك‌ بعد از معده‌ رخ‌ مي‌دهد. زخم‌ هايي‌ كه‌ در معده‌ تشكيل‌ مي‌شوند، زخم‌ معده‌ خوانده‌ مي‌شوند. يك‌ زخم‌ مسري‌ يا سرطاني‌ نيست‌. زخم‌ها مي‌توانند تمامي‌ سنين‌ را مبتلا مي‌كنند. زخم‌هاي‌ دوازدهه‌ تقريباً هميشه‌ خوش‌خيم‌ هستند در حالي‌ كه‌ زخم‌ معده‌ ممكن‌ است‌ بدخيم‌ باشند.

 

   علايم‌ شايع‌

 

دردي‌ با مشخصات‌ زير:

 

ـ احساس‌ سوزش‌، سوراخ‌ شدن‌ يا ساييده‌ شدن‌ به‌ مدت‌ 30 دقيقه‌ تا 3 ساعت‌. درد غالباً به‌صورت‌ سوزش‌ سردل‌، سوء هاضمه‌ يا گرسنگي‌ تعبير مي‌شود.

ـ درد معمولاً در بالاي‌ شكم‌ ولي‌ گاهي‌ زير قفسه‌ سينه‌ است‌.

ـ در برخي‌ افراد درد بلافاصله‌ پس‌ از خوردن‌ رخ‌ مي‌دهد؛ در سايرين‌ ممكن‌ است‌ تا ساعت‌ها بعد ايجاد نشود. غالباً شخص‌ را در شب‌ از خواب‌ بيدار مي‌كند.

ـ درد مي‌آيد و مي‌رود. ممكن‌ است‌ دوره‌هاي‌ كوتاه‌ بدون‌ درد جايگزين‌ هفته‌ها درد متناوب‌ گردد.

ـ درد ممكن‌ است‌ با نوشيدن‌ شير، غذاخوردن‌، استراحت‌ يا مصرف‌ ضد اسيدها تسكين‌ يابد.

- كاهش‌ اشتها و وزن‌ (در زخم‌ دوازدهه‌ ممكن‌ است‌ افزايش‌ وزن‌ وجود داشته‌ باشد زيرا افراد بيشتر مي‌خورند تا راحت‌تر شوند).

- استفراغ‌ مكرر

- مدفوع‌ در خون‌

- كم‌خوني‌

 

علل‌

 

تقريباً تمامي‌ زخم‌ها ناشي‌ از داروهاي‌ ضد التهاب‌ غيراستروييدي‌، عفونت‌ با باكتري‌ هليكوباكترپيلوري‌ يا ترشح‌ بيش‌ از حد اسيد هستند، به‌ نظر نمي‌رسد ناشي‌ از استرس‌ يا اضطراب‌ باشند.

 

    عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر

 

سابقه‌ خانوادگي‌ زخم‌

سيگار كشيدن‌

سوء مصرف‌ الكل‌

استفاده‌ از داروهاي‌ ضد التهاب‌ غير استروئيدي‌ (مثل‌ آسپرين‌)

خستگي‌ يا كار بيش‌ از حد

رژيم‌ غذايي‌ نامناسب‌، وعده‌هاي‌ غذايي‌ نامنظم‌ و نخوردن‌ برخي‌ وعده‌ها

گروه‌ خوني‌ O (براي‌ زخم‌هاي‌ دوازدهه‌) .

 

    رژيم‌ غذايي‌

 

از يك‌ رژيم‌ غذايي‌ متعادل‌ شامل‌ 3 وعده‌ برنامه‌ريزي‌ شده‌ منظم‌ در روز استفاده‌ كنيد.

از كافئين‌ و هر غذايي‌ كه‌ به‌ نظر برسد علايم‌ را بدترمی كند، پرهيز كنيد.

 

    در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد

 

اگر شما يا عضوي‌ از خانواده‌تان‌ علايم‌ يك‌ زخم‌ را داشته‌ باشيد.

اگر استفراغي‌ شروع‌ شود كه‌ خوني‌ باشد يا نماي‌ دانه‌ قهوه‌ داشته‌ باشد.

اگر مدفوع‌، خوني‌، سياه‌ يا قيري‌ باشد.

اگر اسهال‌ شروع‌ شود كه‌ ممكن‌ است‌ به‌ خاطر ضد اسيدها باشد.

اگر علي‌رغم‌ درمان‌، درد شديد داشته باشید

اگر به‌ طور غيرطبيعي‌، ضعيف‌ يا رنگ‌ پريده‌ باشيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/02ساعت 8:30  توسط غلامحسین  | 

ماکرو ارگونومي : چشم انداز طراحي سيستم کار

MACROERGONOMICS: A WORK SYSTEM DESIGN PERSPECTIVE

متشکل از يک راهکار ( نگرش )  ماکرو ارگونومي  يا جنبه  طراحي سيستم کار ، هنگاميکه تکنولوژيهاي جديد مطرح شدند مي تواند براي کمک به اثر بخشي سازمان ، گروه و افراد سودمند باشد . بر پايه اين پي ريزي مفهومي از تئوري سيستم  فني – اجتماعي ماکرو ارگونومي  يک راهکار ( نگرش )  آناليز سيستم کاري براي فهميدن زير سيستم هاي کاري فيزيکي ، روانشناسي ، سازماني و تکنولوژيکي و بر همکنش هايشان را جمع مي کند . يک overview از ماکرو ارگونومي  مفهوم و قابليت کاربرد آن براي طراحي سيستم هاي کاري را شرح مي دهد . اجزاء موفق و فاکتورهاي متشکل يک چشم انداز ماکرو ارگونومي  در طراحي سيستم هاي کاري براي نشان دادن تغيير تکنولوژي و تغيير سازماني ارائه شده اند . مدلهاي ماکرو ارگونومي  امتحان مي کنند برخورد که تکنولوژيهاي دفتر کار جديد داشتند هنگاميکه وارد مي شدند به يک سازمان جستجو شدند . شامل طراحي سيستم هاي کاري دفتر اداري . در نتيجه 

 

مقدمه

ماکرو ارگونومي  مي تواند قضاوت شود به عنوان يک راهکار ( نگرش )  فني – اجتماعي بالا به پائين براي طراحي سيستم هاي کاري و کاربرد آز يک سيستم کار کلي از ميانجي هاي  انسان – شغل ، انسان – ماشين و نرم افزار – ماشين . Dray ماکرو ارگونومي  را به عنوان نسل سوم ارگونومي : 1- user-machine interface  2- group interface  –technology    3- organization-technology interface

 

Hendrick  بيان مي کند که يک تکنولوژي human-system interface حداقل شامل 5 زير مجموعه مشخص و قابل تعيين خواهد داشت . هر کدام با تمرکز طراحي مرتبط مي باشند

1-    تکنولوژي Human-machine interface  يا ارگونومي سخت افزاري

2-    تکنولوژي Human-environment interface يا ارگونومي محيطي

3-    تکنولوژي Human-software interface يا ارگونومي شناختي

4-    تکنولوژي Human-job interface يا ارگونومي طراحي کار

5-    تکنولوژي human –organization interface يا ماکرو ارگونومي

ماکرو ارگونومي انسان محور مي باشد زيرا خصوصيات روانشناسي – اجتماعي و حرفه اي کارگران را درطراحي سيستم کار مورد توجه قرار مي دهد و متعاقب آن بدوش مي گيرد طراحي سيستم بواسطه طراحي ارگونوميک از شغلهاي ويژه و سخت افزار مرتبط و منجي هاي نرم افزار . مجموه اين پروسه طراحي انسان محور طراحي مشترک از زير سيستم هاي پرسنل و تکنيکال ، با استفاده از راهکار ( نگرش )  وظيفه انساني شده در عملکرد و وظيفه تخصيصي . ارگونومي مشارکتي يک متدولوژي ماکرو ارگونومي  مرتبط با کارگران در تمام سطوح سازماني در طراحي پروسه است .

طراحي ماکرو ارگونومي  موثر يک تعداد از جنبه هاي طراحي ماکرو ارگونومي  از سيستم کار را drives مي کند و بدين ترتيب قابليت سازگاري ارگونومي از اجزا سيستم با ساختار کلي سيستم کاري تامين مي کند . اين راهکار ( نگرش )  بر پايه مفاهيم فني – اجتماعي قادر به بهينه سازي مشترک (joint optimization) زير سيستم هاي پرسنل و تکنولوژيک از بالا تا پائين در سرتاسر سازمان و هماهنگي اجزا سيستم کار با طراحي سرتاسري (overall) آن و محيط هاي خارجي مي باشد . عملکرد بهينه سيستم و اثر بخشي نتايج منجر به بهره وري بزرگتر ، کيفيت ، ايمني و بهداشت کارکنان ، راحتي رواني – اجتماعي ، انگيزه و کيفيت عمر کاري مي شود .

ماکرو ارگونومي : پي ريزيهاي علمي و مفهومي

ماکرو ارگونومي  با توسعه و کاربرد تکنولوژي ميانجي Interface انسان – سازمان مرتبط است و اين تکنولوژي با بهبود ساختار سازماني و پروسه هاي مرتبط سيستم هاي کاري مرتبط است . پي ريزيهاي بنيادي از ماکرو ارگونومي  يک مدل سيستم فني – اجتماعي است بطوريکه براي طراحي سيستم کار بکاربرده مي شود . مدل سيستم فني – اجتماعي بطور تجربي در اواخر دهه 40 و 50 بوسيله Trist

and Bamforth (1951) در انجمن ارتباطات انساني Tavistock در انگليس توسعه يافت .

مفهوم سيستم فني – اجتماعي به سازمان به عنوان سيستم هاي باز متعهد شده در تغيير شکل وروديها به خروجيهاي مطلوب مي نگرد . باز يعني اينکه سيستم کار دارد مرزهاي قابل نفوذ در معرض تماس قرار گرفته با محيطي که در آنها وجود دارند ( اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و ... ) اين محيط ها بدين ترتيب وارد مي شوند يا نفوذ مي کنند در سازمان همرا ه با وروديها Input تا تغيير شکل پيدا کنند . راههاي اوليه که تغييرات محيطي خارجي وارد سازمان مي شوند عبارتند از : 1 – در بازار فروش آنها بوسيله بازار يابي يا عملکرد فروش آنها 2 – از طريق افرادي که در آن سازمان کار مي کنند 3 – مواد آن سازمان و ديگر وروديها Input . به علت سازمانها آژانس هاي تغيير شکل دهنده هستند ، آنها بطور پيوسته بر هم کنش مي کنند با محيط خارجي شان ، وروديها را دريافت مي کنند ، تغيير شکل مي دهند و آنها را به خروجي مطلوب و مورد نظر تبديل مي کنند و اين خروجيها را به محيط شان صادر مي کنند . بنابراين آنها هم از محيط خارجي و هم از محيط داخلي شان تاثير مي گيرند . همانطور که سازمانها اين پروسه تغيير شکل را انجام مي دهند ، آنها دو فاکتور در سازمانشان خواهند داشت :

1-    تکنولوژي که به شکل زير سيستم تکنولوژيک مي باشد : وظايفي که بايد انجام شود را تعريف مي کند

2-    افراد که زير سيستم پرسنل راتشکيل مي دهند : راههائي را که کارها بايد انجام شود را نشان مي دهد

هر دوي آنها در ميانجي نرم افزار – انسان و ماشين – انسان با هم برهم کنش مي کنند . بنابراين اين دو زير سيستم به هم وابسته هستند . هر دو زير سيستم تحت اشتراک سببي عمل مي کنند ، زيرا حوادث در محيط خارجي ، براي مثال رقابت در بازار يا تغيير در مقررات دولتي و ... آنها را تحت تاثير قرار مي دهد . اشتراک سببي به مفهوم سيستم فني – اجتماعي مرتبط با اشتراک بهينه از سيستم کار بر حسب توانائي ها آنها براي انجام پروسه تغيير شکل منجر مي شود . به حداکثر رساندن اثربخشي سيستم کار به طراحي مشترک زير سيستم هاي پرسنل و تکنولوژيک بر حسب توسعه بهترين تناسب (fit) امکان پذير بين اين دو نياز دارد . توسعه يک ساختار بهينه براي سيستم کلي کار بطوريکه آن با ويژگيهاي فني – اجتماعي سازمان سازگار باشد تماما در اين پروسه طراحي مشترک مي باشد .

          اين توسعه تکنولوژي human-organization interface نيازمند يک پي ريزي ابعاد کليدي ساختار سازماني مي باشند . دو مفهوم پايه اي براي تعريف ابعاد يک ساختار سازماني سيستم کار وجود دارد 1- سازمان 2- طراحي سازماني .

يک سازمان ممکن است تعريف شود به عنوان همکاري برنامه ريزي شده دو يا چند نفر که بر روي يک پايه و اساس نسبتا پيوسته و مداوم و از طريق تقسيم کار و يک سلسله مراتب اختيار عمل مي کنند و در صدد براوردن هدف يا اهداف معين شده هستند . طراحي سازماني به طراحي يک ساختار سيستمي سازمان و پروسه هاي مربوط براي نائل شدن به اهداف سازماني اشاره دارد .

 

روش هاي ماکرو ارگونومي :

چندين روش ماکرو ارگونومي  وجود دارند که توسعه يافته اند و اعتبار بخشي شده اند . يکي از آنها ارگونومي مشارکتي مي باشد که يک نگرش پايدار در طراحي و آناليز ماکرو ارگونومي را نشان مي دهد . روش هاي ديگر عبارتند از :

 Analysis of Structure  Macroergonomic (MAS) 

Macroergonomics: Analysis and design (MEAD)

روش هاي ديگري نيز وجود دارند که بطور مکرر و رايجي استفاده مي شوند در انواع مختلف مطالعات سازماني براي اشتفاده و آناليز و ارزيابي ماکرو ارگونومي  که شامل تجربه آزمايشگاهي ، تجربه ميداني ، بررسي پرسشنامه اي سازماني ، بررسي مصاحبه اي و ... مي باشند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/02ساعت 8:28  توسط غلامحسین  | 

داستان معرفتی

A voyaging ship was wrecked during a storm at sea and only two of the men on it were able to swim to a small, desert like island.

يك كشتي در يك سفر دريايي در ميان طوفان در دريا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات يابند و به جزيره كوچكي شنا كنند.

The two survivors,not knowing what else to do, agreed that they had no other recourse but to pray to God. However, to find out whose prayer was more powerful, they agreed to divide the territory between them and stay on opposite
sides of the island.

دو نجات يافته نمي دانستند چه كاري بايد كنند اما هردو موافق بودند كه چاره اي جز دعا كردن ندارند. به هر حال براي اينكه بفهمند كه كدام يك از آنها نزد خدا محبوبترند و دعاي كدام يك مستجاب مي شود آنها تصميم گرفتند تا آن سرزمين را به دوقسمت تقسيم كنند و هر كدام در يك بخش درست در خلاف يكديگر مانند.

The first thing they prayed for was food. The next morning, the first man saw a fruit-bearing tree on his side of the land, and he was able to eat its fruit. The other man's parcel of land remained barren.

نخستين چيزي كه آنها از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول ميوه اي را كه بر روي درختي روييده بود در آن قسمتي كه او اقامت مي كرد ديد و مرد مي تونست اونو بخوره. اما سرزمين مرد دوم زمين لم يزرع بود.

After a week, the first man was lonely and he decided to pray for a wife. The next day, another ship was wrecked, and the only survivor was a woman who swam to his side of the land. On the other side of the island, there was nothing.

هفته بعد مرد اول تنها بود و تصميم گرفت كه از خدا طلب يك همسر كند. روز بعد كشتي ديگري شكست و غرق شد و تنها نجات يافته آن يك زن بود كه به بخشي كه آن مرد قرار داشت شنا كرد. در سمت ديگر مرد دوم هيچ چيز نداشت.

Soon the first man prayed for a house, clothes, more food. The next day, like magic, all of these were given to him. However, the second man still had nothing.

بزودي مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذا بيشتري نمود. در روز بعد مثل اينكه جادو شده باشه همه چيزهايي كه خواسته بود به او داده شد. اگر چه مرد دوم هنوز هيچ چيز نداشت.

Finally, the first man prayed for a ship, so that he and his wife could leave the island. In the morning, he found a ship docked at his side of the island. The first man boarded the ship with his wife and decided to leave the second man on the island.

سرانجام مرد اول از خدا طلب يك كشتي نمود تا او و همسرش آن جزيره را ترك كنند. صبح روز بعد مرد يك كشتي كه در سمت او در كناره جزيره لنگر انداخته بود را يافت. مرد با همسرش سوار كشتي شد و تصميم گرفت مرد دوم را در جزيره ترك كند.

He considered the other man unworthy to receive God's blessings, since none of his prayers had been answered.

او فكر كرد كه مرد ديگر شايسته دريافت نعمتهاي الهي نيست. از آنجاييكه هيچ كدام از درخواستهاي او از پروردگار پاسخ داده نشده بود.

As the ship was about to leave, the first man heard a voice from heaven booming, "Why are you leaving your companion on the island?"

هنگامي كه كشتي آماده ترك جزيره بود مرد اول صدايي غرش وار از آسمانها شنيد :" چرا همراه خود را در جزيره ترك مي كني؟"

"My blessings are mine alone, since I was the one who prayed for them," the first man answered. "His prayers were all unanswered and so he does not deserve anything."

مرد اول پاسخ داد "نعمتهاي تنها براي خودم هست چون كه من تنها كسي بودم كه براي آنها دعا و طلب كردم دعا هاي او مستجاب نشد و سزاوار هيچ كدام نيست "

"You are mistaken!" the voice rebuked him. "He had only one prayer, which I answered. If not for that, you would not have received any of my blessings."

آن صدا مرد را سر زنش كرد :"تو اشتباه مي كني او تنها كسي بود كه من دعاهايش را مستجاب كردم وگرنه تو هيچكدام از نعمتهاي مرا دريافت نمي كردي"

"Tell me," the first man asked the voice, "What did he pray for that I should owe him anything?"

مرد از آن صدا پرسيد " به من بگو كه او چه دعايي كرد كه من بايد بدهكارش باشم؟"

"He prayed that all your prayers be answered."

" او دعا كرد كه همه دعاهاي تو مستجاب شود"

For all we know, our blessings are not the fruits of our prayers alone,
but those of another praying for us.

Be Happy

ما هممون مي دونيم كه نعمتهاي ما تنها ميوه هايي نيست كه برايش دعا مي كنيم بلكه اونها دعاهايي ديگران هست براي ما.

شاد باشيد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/02ساعت 8:22  توسط غلامحسین  |